I Myself am ...

اعصاب زدما!
یه چیز میخواسم بنویسم فهمیدم ترجمه یکی از رباعیات خیام!
هرچی زور میزنم نمیتونم بفهمم ترجمه کدوم رباعی-ه!!!

I Sent My Soul Through Invisible.
Some letter of the after-life to spell:
And by and by my soul return'd to me
And Answer'd: "I Myself am Heaven And Hell"

  
نویسنده : ABe Reaper ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦


ُThe Translation

متن زیر ترجمه آخرین پست بلاگ من تو یاهو ۳۶۰!.
حوصله ترجم کردن همه توصضیحاتشو ندارم پس خلاصه میکنم!

من دارم پرفایل ۳۶۰امو میبندم ولی از ۳۶۰ نمیرم!
اما فقط کسایی که لایق باشند میتونن پروفایل بعدی رو پیدا کنن.
من کی باشم که تصمیم بگیرم کی لیاقت داره یا نه پس یه معما طرح میکنم و هرکتی حلش کنه خودش رو اثبات خواهد کرد.
خوب و حالا شروع میکنیم.

از عناصر برحذر باش چون هیچوقت راست نمیگند.

نگهبان آتش (Keeper Of The Fire) به زبانی صحبت میکنه که هیچ انسانی نباید به اون گوش بده.
تجسم باد برخواسته از نفس آتوم (Atum) با نشانه ها صحبت میکند.
خدا-گب (God Geb) با زمینهای غریق در نیل به گفتگو مینشیند.
الهه باستانی بابل٬ مسلح شده از نامی صحبت میکند. نامی نوشته شده در سیندارین (Sindarin).
آنگوت (Anguta) به زن-دخترش عشق میورزد ٬بانوی حیوانات (The Mistress Of The Animals) و با دریاهای دوردست شمالی صحبت میکند.

به همین سادگی مطمئنم انقدر ساده بود که تا حالا روش حلش رو پیدا کردین.
ولی هنوز یه کمک کوچیک دیگه لازم دارین ٬یه لینک.
لینک رو میتونین تو همون پروفایل ۳۶۰ من درست در کنار مرگ (Death) پیدا کنین!

اینم آدرس پروفایل ۳۶۰ من ~~> http://360.yahoo.com/abe_reaper

  
نویسنده : ABe Reaper ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦


No Dreams To Defend

حالا دیگه من دوستش دارم
و به اون فکر میکنم
و میدونم که هرگز بهش نخواهم رسید

شب وقتی توی خونه تنها میشینم و هیچکس جز خودم نیست
شروع میکنم به اون فکر کردن

و میبینمش که جلوم نشسته و به من نگاه میکنه و لبخند میزنه
بعد میبینم که داریم باهم کاری رو میکنیم اما نمیبینم چه کاری

رویا تموم میشه و دوباره خودم رو تنها توی خونه خودم میبینم
درحالی که اون نیست و میدونم که هرگز نخواهد بود
و به اون فکر میکنم

و جز دو کار باقی نمیمونه
اول الهمبرا رو گوش بدم و اوه ماریا  و بعد من مردم

و اون اینجا نبود و میدونستم که هرگز نخواهد بود
و رویا تموم شده

و من لبخند میزنم و یاد میگیرم که وانمود کنم
و دیگه رویایی نیست که ازش دفاع کنم

و اون پلکانی به بهشت میخره

  
نویسنده : ABe Reaper ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٦